حجاب دافعه یا جاذبه؟
همان طور که می دانید هرچیزی در طبیعت دارای جاذبه و دافعه است ؟ اما آیا هرجاذبه ای خوب و هر دافعه ای بد است ؟
تا کنون گلهایی را دیده اید که برای جذب طعمه خود دست به چه دلبری هایی می زنند و چه جذابیتهایی را از خود بروز می دهند ؟
تا کنون مادری را دیده اید که برای بزرگ شدن کودکش شیرش را از او می گیرد و او را از خود دفع می کند
این نمونه ها در طبیعت بشیار زیاد است اما امروز با تجوه بیشتری این مقاله را بخوانید تا با جاذبه و دافعه حجاب آشنا شوید
تقريباً همه، بر اين نكته تأكيد دارند كه حيا و عفت قدر و قيمت زن را بالا مي برد. تمام مردان اعم از خواستگار، شوهر، محارم و نامحرمان، به زن با حيا، احترام قائلند و زن بي حيا و بي آزرم را حقير مي شمارند.
وليام جيمز (روان شناس معروف آمريكايي) مي گويد:
" زنان دريافتند كه دست و دلبازي مايه طعن و تحقير است و اين را به دختران خود ياد دادند." (ويل دورانت، لذات فلسفه، / 129)
منزلتي ناشي از حيا كه نقطه مخالف بي حيايي و به قول ويل دورانت دست و دلبازي است، به گونه هاي مختلف تعبير شده و هر انديشمندي، به شكلي بازتاب آن را در زندگي زن، به توضيح نشسته است.
ويل دورانت حيا را كمين گاهي مي داند كه زن با استفاده از آن مي تواند همسر مورد نظرش را برگزيند يا مطابق دلخواهش اصلاح نمايد:
" حجب و حيا براي دختران همچون وسيله دفاعي است كه به او اجازه مي دهد تا از ميان خواستگاران خود، شايسته ترين آنان را برگزيند يا خواستگارش را ناچار سازد كه پيش از دست يافتن بروي، به تهذيب خود بپردازد. موانعي كه حجب و عفت زنان، در برابر شهوت مردان ايجاد كرده، خود عاملي است كه عاطفه و عشق شاعرانه را پديد آورده و ارزش زن را در چشم مرد بالا برده است" (ويل دورانت، قصة الحضاره، 1/84)
خانم جينا لمبروزو (روان شناس معروف ايتاليايي)، تداوم عفت و حياي زن را مهم شناخته و دلدادگي مرد را در اين رابطه مؤثر دانسته است:
" بدون شك منشأ حجب و حياي زن را در عشق و علاقه مي توان يافت، چه اين كه زن وقتي مرد را به خويش علاقمند و خود را نسبت به او متمايل ديد، منظور اصل خود نمايي و جلوه گري از بين مي رود" (جينا لمبروزو، /48)
استاد مطهري بر اين باور است كه عفت و حجاب، براي زن هم وسيله تصاحب دل مرد است و هم حايل و مانع در برابر گرفتاران به جنون جنسي و انگيزه تجاوز:
" حيا و عفاف و ستر پوشش، تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام، براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد، به كار برده است ... زن همان گونه كه متوسل به زيور، خود آرايي و تجمل شد كه از آن راه، قلب مرد را تصاحب كند، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نيز شد، دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق وطلب اورا تيز تر كند ومقام خود را بالا ببرد ... به طور كلي رابطه اي است ميان دست نارسي و فراق از يك طرف وعشق و سوز وگرانبهايي از طرف ديگر يعني عشق در زمينه فراقها ودست نارسي ها مي شكفتند.
زن هر اندازه متين تر و با وقار تر و عفيف تر حركت كند ... به احترامش افزوده است ... قرآن پس از آنكه توصيه مي كند زنان خود را بپوشانند مي فرمايد:" ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ " يعني اين كار براي اين كه به عفاف شناخته شوند ومعلوم شود خود را در اختيار مردان قرار نمي دهند بهتر است و در نتيجه ، دور باش وحشمت آنها ، مانع مزاحمت افراد سبكسرمي گردد " (مطهري، مجموعه آثار، 19/421)
مطهري مي گويد:
"مرد درعمق وجودش از ابتذال تسليم ورايگاني زن متنفر است و عزت، استغنا وبي اعتنايي او را مي ستايد مردي وجود ندارد كه آرزوي داشتن همسر عفيف و با حياء را درسر نپروراند يا از زيستن دركنار چنين زني لذت نبرد." (مطهري، مجموعه آثار، 19/422)
زن و مرد در طبيعت، هر يك گرايشها، انگيزه ها، توانها و كاركردهاي خاص خود و آسيب ها و ضرورت هاي ويژة خود را دارند.
از اين رو در قرآن هر يك از آن دو به تكاليفي مكلّف شده اند كه با هم يكسان نيست، چرا كه اگر نقش زن در طبيعت و تدبير الهي، نقش جذب و تسخير و پذيرش قرار داده شده و لوازم اين جذابيت و انگيزه ها و محركهاي لازم به او داده شده است. پس او از همين ناحيه نيز آسيب پذير است و وحي قرآني خواسته است با برنامه ها و رهنمودهايي جلو آسيب ها را بگيرد و در عين حال اصل طبيعت زنانه زن را انكار نكند و ضد ارزش معرفي ننمايد.
اين است كه در كنار تشويق او به ايجاد جذابيت مثبت براي همسر خود، وي را از به كار گيري اين توان در زمينه هاي نادرست بر حذر داشته و از او خواسته است تا با حجاب و عفاف و حيا بر نيروي جذّابيت آفريني خويش فائق آيد و آن را مديريت كند.
برخي از روانشناسان بر اين باورند كه همزمان با آغاز دوران بلوغ احساس تشخيص هويت نيز خود نمايي مي كند؛ همانگونه كه پسران در اين مقطع سني به سلطه جويي مي انديشند. در دختران حالت انقياد، جذب و قدرت جلب توجه آشكار مي شود و در نتيجه علاقه پوشيدن لباسهاي زيبا، آرايش كردن، با عشوه سخن گفتن، با ناز قدم بر داشتن و بروز حالت هاي مادرانه در آنان طبيعي است ولي در مرحله تكامل بلوغ و تعيين هويت انساني زنان بايد به جاي جذب همه مردان، تنها به يك مرد توجه كرده و بقيه توانايي هاي جسمي و روحي خود را صرف سازندگي كنند.
اگر خوب خوانده باشید متوجه می شوید که جاذبه و دافعه در رعایت حجاب در زندگی چگونه خود را نمایان می کند