استعمار و حجاب 4

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

البته كشف حجاب كه شاید بزرگترین اقدام رضاشاه علیه ارزشهای مذهبی است و عوارض ناگوار فراوانی به دنبال آورد حركت راهبردی استكبار بود كه زمینه‏های آن از قبل فراهم شده بود. گرچه شعار عدم حضور زنان در سرنوشت كشور جزو شعارهای غرب‏زدگان بود و كنار گذاشتن حجاب و اختلاط بین زن و مرد از نشانه‏های ترقی به شمار می‏آمد اما گویا واقعیت تاریخی مبین آن است كه زنان در صحنه‏های سیاسی اجتماعی با حفظ حجاب حضوری فعال داشته‏اند و در واقعه 1290ه .ش كه ایران بین روس و انگلیس تقسیم شد، زنان تظاهرات نمودند و به علامت اعتراض نقابهای خود را پاره كردند.
مورگان شوستر در كتاب اختناق ایران می‏گوید: درود و عزت بی‏حد به زنان روبسته ایران باد. وی به عزم ثابت سیصد زن شجاع اشاره می‏كند كه با چادر سیاه و نقاب سفید در حالی كه بسیاری از آنان در زیر لباس طپانچه داشتند به مجلس رفتند تا نمایندگان را از تسلیم كشور به بیگانگان احتراز نمایند. آن بانوان شجاع به اعتراف این نویسنده آمریكایی اعلام داشتند اگر وكلای مجلس در حفظ شرف و عزت ایران بخواهند تسامح به خرج دهند و یا تردید نمایند هم آنان و نیز شوهران و فرزندان خویش را خواهند كشت تا لااقل اجسادشان گواهی بر شرف ایرانی باشد. بنابراین استعمار و عوامل آنان در پی مقصد دیگری بودند و آن تبدیل نمودن ایران به جامعه‏ای فاقد هویت و غیر مولّد كه باید برای رسیدن به هدف مزبور آنان را از فرهنگ و ارزشهای سنتی تهی نماید، لذا رواج بی‏دینی، ترویج فرهنگ غرب، بی‏اعتنایی و تحقیر نمادهای دینی و سنن مذهبی در رأس برنامه‏های آنان قرار گرفت. یپرت بلوشر اروپایی در سفرنامه خود عنوان كرده است: «... معاشرت با ایرانیها این نقطه ضعف را داشت كه زنان از خانه خارج نمی‏شدند و خانمها منحصرا با یكدیگر نشست و برخاست داشتند ...»!
خانم مریت هاكس(merritthawkes) متولد نیویورك و تحصیل كرده انگلستان كه در سال 1311ه .ش به ایران آمده در خاطرات خود می‏نویسد: «... چادر نشانه‏ای از جداسازی دو جنس و زندانی كردن زنان و تجاوزكاری مردان است»!مستر همفر ـ جاسوس انگلیسی در ممالك اسلامی ـ در خاطرات خود نوشته است: «در مسأله بی‏حجابی زنان باید كوشش فوق‏العاده‏ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی‏حجابی و رهاكردن چادر مشتاق شوند، ... پس از آنكه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت وظیفه مأموران ما آن است كه جوانان را به عشق‏بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق كنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیر مسلمان كاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلم از آنان تقلید كنند ...».
در گام نخست، مطبوعات، كتابها و نظام‏آموزشی ابزار اصلی برای عملی نمودن این توطئه توفان‏زا بودند. حضور مسیونهای مذهبی و تأسیس مدارس خارجی در آن ایام، بازگشت فرزندان خانواده‏های اشرافی از فرنگ پس از اتمام تحصیل، نشر برخی مطبوعات متأثر از فرهنگ غربی از جمله عواملی بود كه زمینه‏ای برای اجرای سیاست كشف حجاب فراهم كرده بود مبلغان مسیحی در تهران مدرسه تأسیس نمودند و دختران مسلمان در این مراكز نام نویسی نمودند، از جمله آنها مدرسه دخترانه آمریكایی و مدرسه فرانكو پرسان بود كه دختران مسلمان نیز به آن وارد شدند. متجددانی چون عارف قزوینی، ایرج میرزا، لاهوتی و میرزاده عشقی پس از مشروطه زمینه‏های ذهنی و فكری كشف حجاب را فراهم می‏نمودند ولی به دلیل شرایط سیاسی فرهنگی خاص آن زمان، این تبلیغات شعاع كمی داشت تا آنكه با روی كار آمدن رضاخان، كشف حجاب در صدر برنامه‏هایش قرار گرفت.
در واقع عملی ساختن برنامه مذكور نخست نیاز به یك زمینه فرهنگی اجتماعی برای پذیرش لباس غربی داشت و در درجه بعد محتاج عاملی بود كه زور داشته باشد و به ارزشهای معنوی پشت پا نهد. عامل دوم رضاخان مأمور سرسپرده دولت استعماری انگلیس بود كه وظیفه داشت برای اجرای این مأموریت به اجبار لباس مردان را متحدالشكل كند و بر سر همه آنان كلاه پهلوی بگذارد و چادر از سر زنان بردارد. در تلگرافی كه از سوی وزارت خارجه انگلستان برای لورین، وزیرمختار آن كشور مخابره شده، آمده است: ما باید از رضاخان حمایت كنیم.
ریپورتر در وصیت‏نامه محرمانه خود كه سی‏و پنچ سال بعد از مرگش انتشار یافت گرچه سعی می‏كند رضاخان را فردی مستقل و اقداماتش را نتیجه ابتكارات و سیاستهای مستقل او معرفی كند، ولی ناگزیر به اعتراف می‏شود: «رضاخان بدون كمترین تردید و ابهامی مورد استقبال و حمایت انگلستان بود». برای قهرمان‏سازی از رضاخان، روشنفكران غرب باور و خودباخته تلاش مذبوحانه تبلیغی وسیعی را انجام دادند و او را برگرده مردم رنج دیده و زخم خورده ملت ایران سواركردند. ذكاءالملك فروغی و علی دشتی از این گونه افراد معلوم الحال بودند.
رضاخان كه قبل از رسیدن به سلطنت و كسب كامل قدرت سیاسی ظواهر شرع را رعایت می‏كرد و به مقدسات اسلامی احترام می‏گذاشت و در اعلامیه‏ها خود را مجری احكام شرع معرفی می‏كرد و در دسته‏های سوگواری محرم شركت می‏نمود، بر سر خود به علامت عزاداری گل می‏ریخت و مجالس روضه‏خوانی و تعزیه‏داری ترتیب می‏داد، وقتی به قدرت رسید با مجالس سوگواری مخالفت كرد و بین سالهای 1314 تا 1320به ممنوع نمودن این مراسم مبادرت ورزیدو به منظور تضعیف ایمان مردم و بیگانه نمودن آنان با معتقدات اسلامی و بدبین نمودن به روحانیت در سال 1305ه .ش تدریس شرعیات و قرآن در مدارس را كه تا آن روز معمول بود، منع كرد و اقامه نماز نیز موقوف گردید. از این سال تغییرات عمده‏ای در وزارت عدلیه (دادگستری) روی داد و علی‏اكبر داورـ از متجددین تحصیل كرده ـ این وزارتخانه را از وجود قضات روحانی پاكسازی نمود و به جای آنان حقوقدانان غیر روحانی و متجدد گماشت یكی از شگردهایی كه به همین منظور به كار رفت، ممنوع گردیدن پوشیدن لباس روحانیت در دستگاه قضایی بود كه از زمان اجرای آن در عدلیه تا تصویب مجلس، دو سال به طول كشید كه دلیل بارز آن حضور شهید مدرس در مجلس بود و چون وجود این عالم عامل و وارسته را مانع بزرگی بر سر راه خود می‏دیدند تصمیم به ترور و تبعید و شهید نمودن وی گرفتند. طی بخش‏نامه‏ای كه در دوم شهریور 1306ه .ش مطابق 27 صفر 1346ه .ق از سوی نخست‏وزیر وقت انتشار یافت روحانیت از برنامه سازنده امر به معروف و نهی از منكر باز داشته شدند. در این اعلامیه جلوگیری از اعمال ناروا توسط علما به عنوان یكی از عوامل الغاء نفاق و اختلاف و برهم زننده وحدت ملی معرفی شده بود! چنین بخش‏نامه‏ای، روحانیت منتفذ و مشهور را به
فكر فرو برد و نخستین واكنش جمعی روحانیان به اقدامات قلدر مآبانه رضاخان توسط علمای اصفهان در سال 1306 صورت گرفت كه در رأس آنها چهره معروفی چون حاج‏آقانوراللّه‏ اصفهانی قرار داشت. آنان به عنوان اعتراض به قم آمدند و دو ماه در این شهر مقدس ماندگار شدند و خواسته‏های خود را به نمایندگان دولت اعلام داشتند كه عبارت بود از انتخاب پنج نفر از علمای طراز اول از طرف مجلس، طبق اصل دوم متمم قانون اساسی، تعیین ناظر شرعیات در كلیه ولایات، جلوگیری از منهیات و فعالیت محاضر شرع طبق گذشته.با رحلت ناگهانی و مشكوك حاج‏آقانوراللّه‏ در رجب 1346ه .ق كه گفته می‏شود توسط طبیب مخصوص شاه به قتل رسیده بود اجتماع دو ماهه روحانیون مهاجر بر هم خورد و دولت موقع را مغتنم شمرد و خواسته‏های آنان را به بوته فراموشی سپرد.

استعمار و حجاب 3

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

رضاخان بعد از بازگشت از تركیه سعی داشت بیش از گذشته آداب و رسوم و خصوصیات كشورهای غربی را در ایران رواج دهد و هر گونه مانعی را كه بر سر راه این حركت می‏باشد از میان بردارد.ارتشبد محمود جم در خاطرات خود می‏گوید: شاه رو در روی من ایستاد و گفت: «... این چادر و چاقچورها را چطور می‏شود از بین برد؟ دو سال است كه این موضوع فكر مرا به خود مشغول داشته از وقتی كه به تركیه رفتم و زنهای آنها را دیدم كه پیچه و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردها كار می‏كنند دیگر از هر چه زن چادری بود بدم آمده است، اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم ما است، درست حكم یك دُمل را پیدا كرده كه باید با احتیاط به آن نشتر زد و از بینش برد ...»
مهدی قلی‏خان هدایت (مخبرالسلطنه) كه شش سال و سه ماه و دوازده روز نخست‏وزیر بود و در 21 شهریور 1312 ه .ش ناگهان از مقام خود بركنار گردید می‏گوید: فكر تشبه به اروپایی از تركیه به سر رضاخان پهلوی آمد. وی می‏افزاید: در سالهای 1306 و 1307 ه .ش ملكه چادر را منع می‏كرد.
یحیی دولت‏آبادی نیز به تأثیر سفر تركیه در تصمیم‏گیری شاه به كشف حجاب تأكید دارد.
صدرالاشراف می‏نویسد: «پهلوی با تشویق و راهنمایی چند نفر كه از ابتدا به او نزدیك شده بودند، در درجه اول تیمور تاش و داور، و در درجه دوم نصرت‏الدوله پسر فرمانفرما و اشخاص دیگر معتقد شده بود كه باید وضع ظاهر را از لباس و سایر امور تطبیق با اوضاع غربی نمود ...»
پس از سفر رضاخان به تركیه، فیلم مستندی از این سفر به طور نامحدود در سینماهای تهران و شهرستانها به نمایش در آمد. كمترین چیزی كه فیلم مزبور نشان می‏داد این بود كه در كشور همسایه (تركیه) زنان بدون چادر و روبنده در خیابانها و معابر عمومی پدیدار می‏شوند. همزمان با سفر شاه به تركیه، همسرش نیز سفر خود را به چندین كشور اروپایی آغاز كرد كه در بازگشت به ایران، تمدن غرب را به ارمغان آورد و چند ماه پس از این مسافرت شوم، شاه و ملكه راهی خراسان شدند. شاه از راه قوچان و بجنورد، مشهد را ترك نمود ولی همسر وی جهت تكمیل نمودن نقشه‏های رضاخان در مشهد ماند و بعد از چند روز او نیز راهی تهران گردید. پیامد این سفر تعویض بهرامی استاندار خراسان بود كه بعد از عزل وی پاكروان، وزیرمختار ایران در ایتالیا به سمت مزبور منصوب و با تشریفاتی ویژه وارد مشهد شد.
حضرت امام خمینی(قدس‏سره) طی بیاناتی كه به مناسبت فاجعه كشتار نوزدهم دی‏ماه 1356ه .ش بیان فرموده‏اند می‏فرمایند: «بهانه دومی كه (رضاخان) باز به تقلید از آتاتورك بی‏صلاحیت، آتاتورك مسلح غیرصالح، باز انجام داد، قضیه كشف حجاب با آن فضاحت بوده، خدا می‏داند كه به این ملت ایران چه گذشت در این كشف حجاب ...»
شهید آیت‏اللّه‏ سیدحسن مدرس متوجه حركات استعمار بود و همه حوادث و وقایعی را كه پس از روی كار آمدن رضاخان روی داد پیش‏بینی كرد و به همین دلیل بدون هیچ‏گونه واهمه‏ای با كمال شهامت و نهایت شجاعت به افشاگری چهره منحوس این جرثومه فساد پرداخت. او به این نكته اشاره كرد كه اگر رضاخان زمام قدرت را در دست بگیرد، انتظام رشته‏های متفاوت حیات فرهنگی و هویت مذهبی مردم ایران از هم گسسته شده و مسلمان ایرانی كلیه خصایصی كه بقای فرهنگی اجتماعی او را سبب می‏شود از دست خواهد داد، در پیامی كه برای احمدشاه فرستاده و مربوط به قبل به از قدرت رسیدن رضاخان است فقراتی از پیش‏بینیهای او را درباره رفتارهای این دیكتاتور آورده است. در بخشی از هشدار هوشیارانه مدرس می‏خوانیم:
«در رژیم نوی كه نقشه آن را برای ایران بینوا طرح كرده‏اند، نوعی از تجدد به ما داده می‏شود كه تمدن مغربی [غربی] را با رسواترین قیافه تقدیم نسلهای آینده خواهد نمود. ممكن است شماره كارخانه‏های نوشابه‏سازی روزافزون گردد اما كوره آهن‏گدازی و كارخانه كاغذسازی پا نخواهد گرفت. درهای مساجد و تكایا به عنوان منع خرافات و اوهام بسته خواهد شد اما سیلها از رمانها و افسانه‏های خارجی به وسیله مطبوعات و پرده‏های سینما به این كشور جاری خواهد شد به طوری كه پایه افكار و اندیشه‏های نسل جوان ما تدریجا بر بنیاد همان افسانه‏های پوچ قرار خواهد گرفت، مدنیّت مغرب و معیشت ملل مترقی را در رقص و آواز و دزدیهای عجیب آرس‏لوپن و بی‏عفتی‏ها و مفاسد اخلاقی دیگر خواهند شناخت ...»

استعمار و حجاب 2

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

ضیاء گوكالپ (ziyaokalp) كه فردی ملحد بود و برای هگل و اسپنر احترام قائل می‏شد اساس فكر وحدت تركیه ملی را ریخت؛ بدون آنكه اسلام به عنوان مذهب رسمی دولت جدید این كشور معرفی شود، وی اصرار داشت تركیه از گذشته اسلامی و مذهبی خود گسسته شده و با زیربنای تمدن غربی پی‏ریزی گردد. مصطفی كمال پاشا ملقب به آتاتورك كه در اوایل قرن بیستم در نهضت تركهای جوان شركت داشت، بابهره‏گیری از افكار ضیاء گوكالپ طرفدار تمدن غرب گشت. وی در آنكارا حكومت مستقلی تشكیل داد و در سال 1303 (1924م) جمهوری لائیكی در تركیه پدید آورد و خود رئیس جمهور آن گردید.آتاتورك برای نزدیك نمودن تركیه به غرب و تجدد نوع اروپایی در اجرای اجباری قانون تغییر كلاه از زورگویی استفاده كرد و برای رسیدن به این مقصد گروهی از علمای دینی را اعدام و برخی را تبعید نمود. وی آموزشهای دینی را ممنوع اعلام نمود و مراكز مذهبی را تعطیل ساخت، حجاب زنان را برداشت، برهنگی و آزادی به شیوه غربی زنان و آموزش مختلط دختران و پسران را اجباری نمود، حروف عربی را برانداخت و حروف لاتین را جایگزین آن ساخت و دستور داد اذان به زبان تركی گفته شود! در سال 1304 (1925م) شیخ سعید نامی، انقلابی را علیه آتاتورك ترتیب داد كه وی را همچون دادگاه تفتیش عقاید محاكمه و اعدام كردند. دیگر انتقادكنندگان به شیوه‏های باصطلاح اصلاحی این فرد ضد مذهب، به چنین سرنوشتهای اسفباری دچار شدند.
در واقع آتاتورك اساس دیانت را تهدید نمود و دژهای باورهای عقیدتی را مورد تهاجم خویش قرار داد و تفكر مذهبی و سنتی مردم را آماج رفتار خشن خود ساخت. مصطفی كمال ارتباط بسیار قوی با رضاخان در ایران برقرار كرد و در تحولات ضد دینی وی، ارتش نقش بسیار مهمی را بازی می‏كرد و اصولاً انگیزه تأسیس ارتش توسط نامبرده، ایجاد تكیه‏گاه مناسبی برای سوق‏دادن جامعه تركیه در جهت خواسته‏های منفی او بود. به همین دلیل از آن زمان تاكنون هر بار تظاهرات مسلمانان تركیه در جهت احیای ارزشهای اسلامی و مخالفت با حكومت ضددینی شدت می‏یابد نظامیان به بهانه دفاع از آرمانهای عاری از هویت مذهبی مصطفی كمال به خیابانها ریخته و مردم را به جرم دفاع از حقانیت اسلامی به شدت سركوب می‏نمایند. گفته می‏شود مصطفی كمال پاشا مشهور به آتاتورك (پدر ملت ترك!!) اصلاً یهودی و از اهالی سالونیك (از مراكز یهودی‏نشین تركیه) بود و سپس عضو فعال فراماسونری شد و رفته‏رفته سرسپرده اغراض غرب و سرمایه‏داری صهیونیستی گردید و برای عملی نمودن مقاصدش انگلیسیها به نحوی عمل كردند تا او را قهرمان ملی و مبارزی وطن‏پرست جلوه دهند در حالی كه وی از اسلامی كه مردمان ترك بدان عقیده داشتند نفرت داشت و می‏كوشید مسلمانان تركیه از باورهای دینی جدا شوند و به تمدن غرب روی آورند و با اعتقادات و عبادات و احكام خداحافظی كنند!
غرب‏گرایی و تجددطلبی در كشور مصر نیز با كشف حجاب و دعوت به بی‏حجابی توأم بود. قاسم امین مصری در آثاری چون تحریرالمرأة (آزادی زن) و المرأة الجدیدة (زن امروز) به تبلیغ فرهنگ غرب و تقلید از رسوم اروپایی پرداخت و ضرورت شباهت لباس، مسكن و آداب زندگی و تعارفات معمولی مصریان را با غربیها توصیه كرد و به دنبال آن نوشت: به این جهت است كه ما اروپاییان را به عنوان نمونه شاهد آورده و از آنها تقلید كرده و در صدد آن هستیم تا افكار عمومی را نسبت به زن اروپایی متوجه سازیم.
كشور اسلامی تونس پس از استقلال از فرانسه در سال 1335 (1956م) حافظ منافع غرب شد و فضایی كه بر این كشور حاكم گردید از بی‏حجابی و مبارزه با ارزشهای دینی و مظاهر تدین حكایت دارد و مسلمانانی كه در برابر این وقاحت پایداری می‏نمودند شدیدا شكنجه شده و یا در زندانها شرایط سختی را سپری می‏كردند.
حبیب بورقیبه كه پس از استقلال تونس، رئیس جمهور این كشور گردید قوانینی را به تصویب رسانید كه بر اساس آنها زنان به شیوه اروپاییان از آزادیهای سیاسی و اجتماعی برخوردار شدند. وی بر بی‏حجاب شدن بانوان تأكید كرد و برنامه‏هایی را به اجرا در آورد تا دختران و پسران همچون كشورهای غربی در خیابانها و معابر با یكدیگر و در كنار هم دیده شوند و در محافل و مجالس عمومی به صورت مختلط با هم باشند. روزنامه لوموند پاریس به این واقعیت اعتراف كرد كه: حبیب بورقیبه ترجیح می‏دهد مظاهر بی‏دینی در تونس به تدریج در كشور رخنه كند و از این رهگذر اصلاحاتش با آتاتورك شباهت دارد.
تجددطلبی و گرایش به مظاهر غربی حتی كشور اسلامی اندونزی را فرا گرفت و دكتر احمد سوكارنو رئیس جمهور سابق این كشور، سرزمین مذكور را كه سالیان دراز با انگیزه‏های دینی به نبرد با استعمارگران مشغول بود با نقشه‏های حساب شده به سوی تقلید از تركیه سرازیر نمود.

استعمار و حجاب 1

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

آیا می دانید مبارزه با حجاب از کی به صورت کاملا نظام یافته به اجرا درآمد ؟

استكبار جهانی برای دستیابی به ذخایر انسانی و اقتصادی كشورهای اسلامی، سد استواری را در مقابل خود احساس نمود كه ریشه در هویت دینی، ارزشهای معنوی و بنیانهای عقیدتی مسلمانان این نواحی داشت و برای جدا كردن مردم از چنین عامل عزت و اقتدار مذهبی، تصمیم گرفت فرهنگ و سنن مسلمین را مورد تهاجم و یورش تخریبی خود قرار داده تا سلطه سیاسی ـ اقتصادی خود را بر ملل مسلمان تأمین كند. به سستی كشانیدن اصالتهای دینی، ترویج فرهنگ غرب و مسخ هویت اعتقادی، از ابزارهای این حركت تخریبی بود. عالی‏ترین مظاهر و ارزشهای كشور مسلمان را مورد تعدی قرار دادن به اسم تمدن و تجدد و نیز سایه شوم بیگانگی فرهنگی را تیره‏تر ساختن و صدای منحوس بیگانگی را قوی‏تر نمودن بدون مقاصد سیاسی صورت نگرفته است. واقعه اسفبار و مخرّب كشف حجاب كه توسط استعمارگران انگلیسی برنامه‏ریزی شده بود، نتیجه تجربیات و سلطه سالهای متمادی این غارتگران غربی در سرزمینهای اسلامی به شمار می‏رود زیرا یكی از موانع محكم در مقابل نیات پلید آنان، هویت مذهبی بود و حجاب از نشانه‏های ارزشمند آن محسوب می‏گردید. این پوشش شرعی و مظهر پاكی با معنای ژرف خود، مانعی در مقابل دیدگان طمعكاران و گمراهان به وجود می‏آورد و همچون زره محكمی از عفت زن دفاع می‏كرد و عصیانی علیه شرك و كفر به شمار می‏آمد. آنان مشاهده كردند این دژ استوار و نفوذناپذیر در مقابل وزش توفانهای تیره و آلوده و اسارت‏زای غرب، در زنان مسلمان مصونیت ایجاد كرده و تا زمانی كه بانوان در سنگر حجاب و چادر هستند چنگال كركسهای استعمار بدانها نخواهد رسید و بر این اساس شیاطین و عوامل آن در صدد انهدام این دژ استوار افتاده و تخریب آن را با تبلیغات وسیع و همه جانبه جزء برنامه‏های اساسی خود قرار داده تا زن مسلمان را از سنگر حافظ ارزشها به دام اسارت استكبار غوطه‏ور نمایند.
به همین جهت مبارزه با حجاب زنان به طور همزمان در سه كشور تركیه، افغانستان و ایران به مرحله اجرا در می‏آید. امان‏اللّه‏ خان، بانی نظام سلطنتی در افغانستان، همچون آتاتورك و رضاخان از سوی استعمار بریتانیا مأمور اسلام‏زدایی در افغانستان بود. وی در فاصله سالهای 1305 و 1306ه .ش سفری زنجیره‏ای به كشورهای سوئیس، آلمان، بلژیك، انگلیس، هلند، تركیه، هندوستان و مصر نمود و به شدت شیفته مظاهر تمدن غرب گشت و روابط صمیمانه‏ای با رضاخان برقرار ساخت و در شانزدهم خرداد سال 1307ه .ش به ایران آمد و پس از ده روز به كشورش مراجعت نمود. برای اصلاحاتی كه وی بویژه در برداشتن حجاب زنان، منع تعدد زوجات، تحصیل دختران به روش اروپاییان، تغییر لباس مردان و زنان و اموری مانند آنها می‏خواست انجام دهد در افغانستان به هیچ روی زمینه‏ای فراهم نبود و چون عناد خاصی با روحانیان مسلمان داشت و بی‏حجابی را در كشور مسلمان افغانستان ترویج نمود و فساد غرب را به این سرزمین باز گرداند،
با مخالفتهای عمومی مواجه شد و در آذرماه سال 1307 در سراسر افغانستان علیه وی شورش و طغیان آغاز گردید، و از این سال به تدریج قبایل مختلف افغانی علیه او به قیام برخواسته و در سال بعد در پی جنبش عمومی سرنگون گردید و تاجیكها در افغانستان قدرت را به دست گرفتند.بدین گونه مردم این سامان به رهبری و تشویق علمای اسلامی وی را از قدرت بركنار نمودند، او مخفیانه به قندهار رفت و از آنجا به هندوستان و سپس به ایتالیا گریخت.

احادیث حجاب 2

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

امروز سری دوم احادیث حجاب رو براتون گذاشتیم

برای هر چیز زکاتی است و زکات زیبایی پاکدامنی است.

                                                      امام علی (ع)

امام على عليه السّلام فرموده اند : پوشيده و محفوظ داشتن زن مايه آسايش بيشتر و دوام زيبايى اوست .                                                                                                    غرر الحكم(5820)

امام صادق علیه السلام مي فرمايند: حجاب زن براي طراوت و زيبایي اش مفيدتر مي باشد.


سول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

در يك روز باراني حضرت علي(عليه‌السلام) با پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌وآله) در بقيع بودند كه زني سوار بر الاغ از آن‌جا عبور مي‌كرد. ناگهان پاي الاغ در چاله‌اي فرو رفت و زن از بالاي آن به زير افتاد. رسول خدا به سرعت روي خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند اين زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت كند. سپس فرمودند: اي مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزينيد؛ چرا كه از پوشاننده‌ترين لباس‌هاي شماست‌. و به‌وسيله‌ي آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت كنيد. (البته بايد توجه داشت كه پيامبر، شلوار را به عنوان مكمل پوشش مطرح كردند، نه جايگزين پوشش!)


پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را كه شبیه زن می‏شوند و زنانی را كه خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین كرده است.


پیامبرمی فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر


حضرت علي(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشيدن لباس ضخيم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دينش نازك است.


آثار و فواید حفظ حجاب

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

بعد از گذشت شب های قدر دوباره در خدمت شما هستیم . امیدواریم در این شبها بهره کافی برده و ما رو هم از یاد نبرده باشید .

و اما آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینی چیست ؟

اصلا چرا باید حجاب رو رعایت کنیم ؟

ما به طور خلاصه به چند مورد اشاره می کنیم :
1- بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیری شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین.
با رواج بی حجابی و جلوه گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و پایان آزادیهای جنسی خود تلقّی میکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏ای خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار میگیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگی را میسوزاند.
3- استواری اجتماعی و استیفای نیروی کار و فعالیّت‏
دختر و پسری که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانی شوند، از تمرکز و کارآیی آن‏ها کاسته میشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کاری است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانی او
حیا، عفاف و حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکی از وسائل مرموز برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را برای محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی و تجاری منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد که در صدد کام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به خود آرایی از حس شکارچیگری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است". به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی از علت‏های این حکم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب شیطانیاند نمیباشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را میطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع سودپرستان در نیاید.
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسی، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر میگردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر میشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحی و خواست اشباع نشدنی در میآورد. و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏ای به همجنس بازی نشانه آشکاری از این حالت است.بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز میگردد و پس از مدتی باعث دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.

تسلیت

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

 

انا انزلناه فی لیله القدر

با عرض تسلیت به شما دوستان عزیز و با اجازه شما دوستان در شب های قدر از خدمت شما مرخص می شویم تا بتوانیم هرچه بیشتر و بهتر از این لحظات استفاده کنیم.

از تمامی دوستان عزیز می خواهیم در این شبها در هر جا که هستند ما را از دعای خیر خود بهره مند گردانند.

با تشکر

تشکیک درحجاب

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

امروز می خواهیم به روشها و چگونگی تشکیک مخالفین حجاب در مورد این امر بپردازیم

همان طور که می دانید زنان جامعه اسلامی را همواره بر اساس تعصبی که نسبت به مسئله مذهب و حجاب داشته اند را نمی توان به جنگ با مذهب دعوت کرد پس چگونه باید بی حجابی و در نتیجه مخالفت با مذهب را در آنها رشد و نمو داد ؟

همواره در جامعه دید گاه های مختلفی در مورد یک مسئله وجود دارد . گروهی مخالف و گروهی موافق . مخالفان حجاب  که آزادی پوشش را از حقوق اولیه زنان و از بدیهیات جامعه مدنی می داند، در رویکرد به بحث حجاب، عمدتاً بر چهار محور تأکید دارد:

1. تشکیک در اصل وجوب حجاب به عنوان یک حکم اسلامی برای زنان، با توسل به تفاسیر جدید از آیات و روایات؛

2. نفی لزوم دخالت حکومت در نحوه پوشش مردم؛

3. آزادی پوشش از حقوق اولیه بشر؛

4. مبارزه سیاسی با نظام حاکم از طریق تأکید بر آزادی پوشش.

شادی صدر که عقیده دارد به دلیل ماهیت کاملاً مذهبی زنان ایران، سخن گفتن از مبارزه با مذهب و جمهوری اسلامی به عنوان عامل نجات زنان، بی نتیجه است و تنها باعث دور شدن آنها از زنانی       می شود که می خواهند برای آنها کار کنند، حجاب را از منظر فقهی و علمی به صورت هم زمان مورد توجه قرار می دهد. او در مقاله ای با عنوان «آیا حکومت مسئول بی حجابی است؟» در مجله زنان، ضمن انتقاد به برخوردهای نیروی انتظامی با زنان و دختران، اشاره می کند که بر طبق آیات قرآن و روایات وارده در این موضوع، استثنائات فراوانی در باب حجاب زنان مطرح است که همگانی بودن حجاب را آن هم با شرایط امروز جهان، کاملاً زیر سؤال می برد. او در ادامه شواهدی نیز از غیر حکومتی بودن حجاب می آورد و می گوید: «نگارنده در جریان تحقیقات خود به هیچ موردی در تاریخ شیعه برنخورد که زنی به دلیل رعایت نکردن حجاب، مجازات شده باشد » او در مطلب دیگری، بی حجابی زنان را در مقابل سایر معضلات اجتماعی بسیار کم اهمیت تر می داند و می نویسد: «این سؤال همچنان برجا خواهد ماند که: چه کسی و چگونه اولویت های حکومت اسلامی را تعیین می کند؟ مشاور امور بانوان نیروی انتظامی اخیراً گفته است: این نیرو در حال تهیه لایحه ای برای مبارزه با بدحجابی است. آیا این نیرو و دفتر امور بانوان نیروی انتظامی در حال تهیه قوانینی برای مبارزه با زن کشی، خود سوزی و خودکشی زنان، خشونت خانگی و اجتماعی علیه زنان و... هم هست؟»

راحیل ابوعلی، در مطلبی با عنوان «جنبش بی حجابی» در سایت زنان ایران، حجاب را نمادی از خشونت علیه زنان می داند که مردان سیاست یا شعار روسری یا توسری در ایران پیاده کرده اند. او می نویسد: «اگر به تاریخ 25 ساله اجبار حجاب در ایران بنگریم می بینیم که زنان ایرانی، دانسته یا ندانسته پایه گذار جنبشی به نام جنبش بی حجابی شده اند که با گذر از مراحل مختلف توانسته است فضایی را با آن وضعیت پوشش به فضایی این چنین تبدیل کند. جنبشی که اگرچه حرکت آن، گاه به دلیل افزایش فشارها و بازداشت ها و مجازات های سخت، کند، و گاه با کاهش محدودیت های اجتماعی که با آغاز ریاست جمهوری محمد خاتمی شاهد آن بوده ایم، سریع گشته، ولی همواره در جامعه ردپایی از خود به جا گذاشته است و اکنون اگر همه آزادی های جامعه مدنی (!!!) از شهروندهای ایرانی گرفته شود و جامعه سیری برگشتی را طی کند، این جنبش باز هم به حرکت خود ادامه خواهد داد. چنانچه می بینیم که دختران و زنان ایرانی علی رغم اینکه به طور مرتب مورد هجوم و تاخت و تاز نیروهای تندرو قرار می گیرند و ملزم به پرداخت جریمه و تحمل شلاق می شوند، مجدداً با پوشش های قبلی در اجتماع ظاهر شده و دیگر حاضر به تقلیل خواسته ها و گذشتن از ابتدایی ترین حقوق خود نیستند و تنها تأثیر این خشونت ها را می توان از بین بردن قبح بازداشت و شلاق در میان دختران ارزیابی کرد. تأثیری که جامعه را مجبور به پرداخت بهایی بس سنگین خواهد کرد.»

این گونه ترسیم از فضای اختناق و سرکوبگری که با چاشنی اغراق همراه است، در مطالب دیگری نیز دنبال می شود. به نقل از سایت تریبون فمینیستی ایران، کمیسیونِ زنانِ یکی از سازمان های مخالف جمهوری اسلامی با نوشتن نامه سرگشاده ای به خانم لوییز آربور، رییس کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، نگرانی خود را در مورد برخوردهای اخیر حکومت ایران در مورد حجاب زنان ابراز می کند. در بخشی از این نامه آمده است: «نیروهای انتظامی رسمی جمهوری اسلامی ایران و گروه های فشار غیر رسمیِ آن اخیراً به بهانه بدحجابی و برهنگی، خشونت گسترده ای را علیه زنان و دختران آغاز کرده اند. گزارش هایی که از ایران می رسد حاکی از حمله افراد ناشناس با چاقو به دختران و تهدید به پاشیدن اسید در صورت رعایت نکردن حجاب کامل می باشد. در شهرهای مختلف ایران به صورت کاملاً از پیش برنامه ریزی شده حکم شلاق در مورد زنان و دخترانی که شلوارهای کوتاه (پایین تر از زانو) پوشیده اند، در محل برهنگی اجرا می شود.»

مطالبه آزادی پوشش به عنوان یکی از حقوق زنان، از دیگر مباحثی است که از سوی این طیف ها دنبال می شود. ایمان مظفری در مطلبی با عنوان «همه آماده می خواهیم به مبارزه با مفاسد اجتماعی برویم» که در سایت زنان ایران به چاپ می رسد، از مطالبه ای سخن می گوید که پس از سال ها فشار و محدودیت، امروز زنان به کسب آن امیدوار هستند: «همه اینها یک تحول و دگرگونی جبری در جامعه ای است که به دنبال آزادی است. دختران امروز ما برای اثبات اینکه آزاد هستند، یک نوع دگرگونی را در فضایی که تحت تسلط خودشان باشد به وجود می آورند و آن، هیچ حوزه ای نیست جز حوزه خصوصی خودشان یعنی انتخاب نوع پوشش.»

این گونه موضع گیری ها به صورتی تعدیل یافته تر در برخی نشریات کشور نیز که چنین تفکری بر آنها حاکم است، دنبال می شود. در این نشریات، هیچ گونه مقابله با بدحجابی، از برخورد با تولید کنندگان مانتوهای کوتاه و تنگ تا اعتراضات لفظی برخی مسئولان به بدحجابی فزاینده و لزوم فرهنگ سازی، تحمل نمی شود و با عباراتی نظیر «برخوردهای خشونت آمیز، عدم درک نسل جوان، افسردگی جوانان و نیاز به شادی، تفکر طالبانی و...» به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد.

بنابراین می بینیم که روش های نرم برای مقابله با حجاب شیوه های بسیار ماهرانه ای است که مخالفین حجاب از آن برای مقابله با این امر استفاده می کنند  .

تعریف زن 2

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

يکي از بحث هاي ريشه اي و اختلاف هاي اصولي ما با غرب، در تفسير از انسان است. تفکر مادي غرب براي انسان اصالت الهي و خدايي قائل نيست و لذا نوعي برخورد و روش بهره گيري از استعدادها و زيبايي هاي اين موجود، بر مبناي نوع تفسيري است که از انسان دارد.
بر اساس تفسيري که غرب از انسان ارائه مي دهد، هر کس با اندک تأملي مي تواند جايگاه و موقعيت زن را در فکر و فرهنگ غربي به سادگي مشخص نمايد اگر غربي ها خواستار عريان بودن زن در جامعه، تحت لواي آزادي هستند، اگر سرمايه داران غربي براي فروش هر چه بيشتر فرآورده هاي صنعتي خود و به منظور جذب و جلب مشتري هاي بهتر، از زن استفاده مي کنند، اگر لطافت و ظرافت هاي زن را در فيلم ها و تئاترها و نمايش گاه ها به حراج مي گذارند اگر در نتيجه ي بي بند و باري ها، بنيان خانواده را در هم شکسته اند و اگر... همه و همه ريشه در تفکر دارد که آنها انسان را به غلط تفسير کرده اند.
بر خلاف اسلام که براي زن همانند مرد فطرت الهي قائل است: (فطره الله التي فطر الناس عليها) . خداوند مردم را بر اساس فطرت آفريد.
بنابراين برنامه هاي زندگي او اعم از فردي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي بايد هم آهنگ با فطرت تدوين و تنظيم گردد تا در سايه ي آن رشد مطلوب فراهم آيد.
غرب به سبب برداشت غلط، از آفرينش و به ويژه از انسان، زن را به انحراف از فطرت کشانده و خسارتي که از اين جهت بر بشر وارد گرديده جبران ناپذير است.

بنابراین تعریفی که ما داریم حجاب از دیدگاه ما تعریف متفاوتی از تعریف غربی پیدا می کند

تعریف زن 1

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

شناخت موقعيت و جايگاه فطري زن، تا حدود زيادي به موضوع انسان شناسي زن باز مي گردد، زيرا هر مکتب و صاحب انديشه اي که دعوي هدايت انسان را دارد بايد پيش از بيان هر موضوعي، موضع اش را نسبت به انسان مشخص کند، يعني آن مکتب و ارائه کننده آن، بايد در آغاز کار به اين پرسش پاسخ دهند که انسان چيست؟ از كجا آمده؟ و در كجا قرار گرفته؟ و فرجامش به کجا خواهد انجاميد؟
امير مؤمنان حضرت علي عليه السلام در کلامي کوتاه مي فرمايند:
رحم الله امرائ علم من اين و في اين والي اين؛
خداوند رحمت کند کسي را که بداند از کجا آمده و در کجا هست و به کجا خواهد رفت.
با يک نگاه کلي مي توان چنين نتيجه گرفت که مجموعه ي معارف الهي و بشري در همين سه بخش خلاصه شده است و پيامبران خدا، جز در اين سه حوزه سخني نداشته اند:
1- منشأ خلقت و مبدأ آفرينش (اصل اعتقاد به توحيد)؛
2- شناخت جهان و تنظيم روابط انسان با پديده هاي مختلف (فقه و احکام)؛
3- شناخت آينده (اصل اعتقاد به معاد).
مکتب هاي مختلف بشري و الهي هر کدام درباره ي فرازهاي ياد شده مطالبي ارائه داده اند که اين مطالب، نمونه هاي خوبي براي ارزيابي انديشه ها و ميزان مناسبي براي نزديکي و يا دوري آنها از حقيقت است.
اصولا مکاتب مادي از جهان و انسان و آينده او، تفسيري مادي دارند جهانبيني، انسان شناسي و آينده نگريشان بر پايه ماده و ماديت استوار است و اگر بخواهيم بحث را به حوزه قرآن بکشانيم و بر اساس تقسيم بندي قرآن کريم صحبت کنيم بايد بگوييم قرآن، عالم را به دو بخش تقسيم مي کند: «عالم غيب» و «عالم شهود»: (عالم الغيب و الشهاده هو الرحمن الرحيم)
مکاتب مادي و پيروان آنها، فقط به «عالم شهود» و جهان ماده معتقدند به ماوراي ماده و ماديت که «عالم غيب» باشد اعتقادي ندارند، طبيعي است که انسان هم در چنين تفکري، در رديف موجودات ديگر مثل قله، صخره، خورشيد، جنگل، دشت، شير و شتر قرار بگيرد و بر همين اساس هم ميزان ارزش او تعيين گردد.
در برابر مکاتب مادي، مکتب الهي وجود دارد که از وحي سرچشمه گرفته و به دست پيامبران خدا در شرايط و ادوار مختلف، به جامعه ي بشري عرضه شده است.
انبياي الهي، حوزه ي تفکر انسان را توسعه مي بخشند، مرزهاي ماده و ماديت را شکسته و بينش او را به جهاني وراي جهان ماده مي کشانند و به عبارتي از عالم شهود به عالم غيب پيوند مي زنند. در اين تفکر، ايمان به «عالم غيب» يکي از ارکان اعتقادي به حساب مي آيد؛ چنان که قرآن کريم در توصيف شاگردان کلاس قرآن و پرهيزگاران مي فرمايد:
(يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاه و مما رزقناهم ينفقون)
ايمان به غيب مي آورند و نماز را به پا مي دارند و از آن چه روزيشان داده ايم انفاق مي کنند.
اين مکتب، جايگاه انسان را، در نظام آفرينش بسي برتر از ماده و ماديت مي داند و بر اساس همان تقسيم بندي قرآني، انسان نيز موجودي دو بعدي است: غيبي دارد و شهودي. او مرکب از جسم و روح و يا ماده و معناست که يکي از ابعاد او عرشي و ديگري فرشي مي باشد.
انسان در اين نظام فکري نه تنها در حد کوه و جنگل، گاو و گوسفند، آهن و آجر نيست بلکه ابر و باد و مه و خورشيد و فلک همه در خدمت او، و براي رشد و کمال او آفريده شده اند، چرا که پرگار هستي در نظام آفرينش بر نقطه اي مي گردد که در آن جا انسان نشسته است؛ البته «انسان کامل»، که به اعتقاد ما آن موجود اکمل و اتم که پرگار هستي با اراده ي ذات باري تعالي بر محور شخصيت او مي چرخد وجود حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم است که درباره اش گفته اند: اگر تو نبودي جهان خلقت را نمي آفريدم: «لولاک لما خلقت الافلاک ».
اين که ما در بينش اعتقادي، امامت و ولايت را اساس خويش مي دانيم و سخن نوراني امام صادق عليه السلام را که فرمود: «اگر امام و حجت خدا -که همان وجود انسان کامل است- نباشد زمين نابود مي شود» ، از همين انديشه نشأت مي گيرد.
آن روزي که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مولاي متقيان علي عليه السلام را در غدير خم به عنوان امام و جانشين خويش به مردم معرفي کرد در واقع بامعرفي آيت عظماي حق، و حجت کبراي مطلق «اکمال دين» و «اتمام نعمت»  فرمود تا مرکزيت هستي، يعني وجود انسان کامل را به جهانيان بشناساند.
ديدگاه اسلام به انسان، در نظام آفرينش اين است که در وجود او روح خدايي دميده و جام جانش را به «اسماء الله» زينت داده و او را تا قله ي بلند «کرمنا» ارتقا بخشيده است.
در اين ديدگاه فقط سخن از «انسان» است نه از جنسيت او که مثلا مذکر است يا مؤنث، هيچ تفاوتي بين زن و مرد وجود ندارد چنين تفسيري در حوزه هاي علوم اسلامي به زبان هاي مختلف بيان شده است؛