حجاب و برهنگی 2

سلام به همه ی دوستان عزیز

سؤال اينجاست كه اين افراد از لحاظ جسمي دچار مشكل نبوده‌اند بلكه داراي ضعف مريضي روحي بوده‌اند كه آنهم از طريق ميل جنسي انجام گرفته است. يعني بايد گفت كه ميل جنسي تحت هيچ شرايطي قانع نمي‌شود و بايد هميشه در مراقبت از آن غفلت نكرد با اين حال با توجه به تحقيق اين قلم در بين قشر جامعه بخصوص قشر جوان موضوعي كه هست اينكه اين جوانان از سلب عشق و خواسته‌هاي جواني صحبت به ميان مي‌آيد كه به اين قشر آينده‌ساز بايد توصيه كرد. آرامش دل تحت هر شرايطي كه معني واقعي عشق را برساند مانعي ندارد چون خواسته‌هاي واقعي هرگز آسيب‌پذير نيستند. همانطوريكه استاد شهيد مطهري در كتاب مسئله حجاب در صفحة 106مي‌گويد:«عشق واقعي عميق و متمركز كنندة نيروها و تقويت كنندة نيروي تخيل و يگانه پرست است و اما هوس سطحي و پخش كنندة نيروها و متمايل به تنوع كاذب و هرزه صفت است.»
پس هر عشق و يا آرزويي كه جوان مطالبه مي‌كند بايد با رگهاي عشق واقعي جوش بخورد و عواقب آن نيز مثمن باشد والا براي جوان جز هوسي چند روزه و سيلي از مشكلات غيرقابل جبران چيزي ديگر نمي‌تواند باشد و فرهنگ برهنگي نيز براي زن جوان بزرگترين صفتي را كه از آن سلب مي‌كند همان زينت پنهان و خودباور و اندوه برانگيز آنست كه براي مرد طعمه‌اي مدنظر است كه قرآن به حفط آن توصيه فراوان نموده است و اما در جواب به برتراند راسل بايد گفت كه انسان از بدو تولد تا زماني كه به مرگ نزديك مي‌شود اگر شاهكار كرده باشد حداقل در اندازه‌ي خويش آموخته است و براساس عقايد روانشناختي ساختمان فكري كودك از مواد و مصالح ابتدائي برخوردار است كه با يك طوفان سهمگين همه چيز به هم مي‌ريزد و زماني اين ساختمان تكميل مي‌شود ودر مقابل طوفان خيلي از آسيبها مقاومت مي‌كند كه به پختگي كامل برسد.
بنابراين ستر عورت و يا آشكار نمودن آن با توجه به اينكه به قول فرويد كنجكاوي كاذب در ستر عورت است آن سوي قضيه نيز كه آشكار نمودن آنست داراي كنجكاوي‌هاي كاذب‌تر است چون وقتي در ضمير كودك ميل جنسي باشد به مرور زمان مسائل نامطبوعي را دربر خواهد داشت. اما اين نظريه در ارتباط با همجنس خود يعني زن با زن و مرد با مرد در خيلي از موارد محدوديتي نداشته و البته در غير از ملاء عام و بر اثر ارتباطات و ايجاد دوستي و يا ارتباطات فاميلي و... انجام پذيرد و بستگي به نوع تربيت و كانون خانوادگي و روحيات فرد دارد كه اين چنين فرهنگي در بين جوامع مرسوم و يا به بياني بصورت ساختاري روي آن جهت عمل كار نشده است و تا اندازه‌اي مي‌توان گفت مشكلاتي را هم به همراه نداشته است ولي در نظر دكترين گفتمان حجاب توصيه نشده و نيازي هم به اين روش توصيه نخواهد بود.
نكته مهم اينكه نه برهنگي امروزه و نه حجاب افراطي و فرتوت ديروز بلكه همان معيار وسطي كه دين اسلام گذاشته در مقام عمل مي‌تواند خيلي از موانع را در پيش رو بردارد و يا به تعبيري ديگر نه افراط و نه تفريط كه در هيچ كاري كارگر و نتيجه‌بخش نبوده و نيستند كه همان حد وسط و متعادلي كه دين اسلام بدان اكتفا مي‌نمايد و يا همان صحبت نغز و تعليمي مولانا كه مي‌گويد مرد و زن به مثل آب و مثل آتشي مي‌مانند كه اگر در بين آنها حريمي قائل نباشيم آب بر آتش غلبه مي‌كند اما اگر ديگي در بين آنها حائل شود اين ديگ سبب مي‌شود تا آتش بصورت نسبي آب را گرم كند يعني آب را ابتدا بصورت ولرم درآورده و بعد آن را داغ كرده و به جوشش مي‌آورد و در آخر بخار شده و به هوا مي‌رود.
يعني مولانا حجاب را به ديگي تشبيه كرده است كه اين ديگ در حفظ و صيانت از آتش كه زن است و هر لحظه از دست صفت چشم‌چران مرد در امان مي‌باشد و يا به بياني حجاب را محركي مي‌داند كه از قرباني شدن زن توسط هوس سركش مرد امتناع مي‌كند.

حجاب و برهنگی 1

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

دانشمندان و علماي ديني هركدام نسبت به مقولة حجاب نظريات متفاوتي را ارائه نموده‌اند و به نوبة خود در تكريم و تمكين فرهنگ حجاب زحمات بي‌شائبه‌اي را در حق جامعه متحمل شده‌اند و اكثرا در جهت آرامش خاطر زن و حفظ امنيت آن در بطن جامعه پوشش را به غير از صورت و كفين لازم شمرده‌اند و در نحوة برخورد با مناسبات زن و مرد معيارهاي مختلفي را براساس احكام ديني و شرعي براي فرهنگ پوشش جهت حفظ شنونات اسلامي و مدني ابراز داشته است. آن سوي قضيه نيز مكاتب غربي هستند كه اپوريسيون مقابل اسلام و راهبردهاي اصولي آن در زمينة حجاب به شمار مي‌روند و آنچه امروز در اقصي نقاط جهان از آن حمايت و استقبال و در گسترش آن اهتمام بعمل مي‌آيد واژه‌اي بنام فرهنگ برهنگي است.
با توجه به جمعيت 8ميلياردي جهان فقط مسلمانان هستند كه بعنوان پيروان دين اسلام از گفتمان حجاب دفاع و بصورت اعتقادي از آن حفاظت مي‌نمايند. البته با تهاجم فرهنگي غرب و اشاعة بي‌فرهنگي در داخل كشورهاي مسلمان شايد تأثيرات مخرب آن نيز قابل انكار نباشد و رويكردي كه مسلمانان نسبت به انتقال و گسترش فرهنگ حجاب در كشورهاي غيراسلامي در جهان داشته‌اند نيز امري قابل پسند و تمجيد است.
بايد اذعان داشت كه اين رقابت سابقة ديرينه و عتيق دارد و تا مسئله‌اي بنام زندگي در دنياي مادي است طبعا اين پارادوكس نيز كم‌رنگ كه نه بل پررنگ‌تر خواهد شد. مي‌توان گفت استاد شهيد مرتضي مطهري در كتاب مسئله حجاب و نظام حقوق زن در اسلام مدافعي جاودان را براساس معيارهاي اسلامي و راهكارهايي كه براي حجاب لازم است به سمع و نظر جامعه رسانده است كه اين امر كمك شايان توجهي را به حوزة حجاب مبني بر ارتقاء اين فرهنگ به مراتب اعلي‌تر مي‌باشد و خيلي از موارد راحتي علاوه بر مقطع زماني حال و گذشته كه به شرايط زندگي مردم در زمان آينده و چگونگي ايصال و رفتار با فرهنگ حجاب را به نحو شاياني اعمال داشته است بطوريكه ديدگاه اسلام را نسبت به زن از نظر فرهنگي، سياسي و اجتماعي با دلايل موثق و آوردن آيات معتبر و مستحكم الهي در سورة احزاب و نور براي جامعه زن مسجل نموده البته بايد اضافه داشت كه علما و مراجع تقليد و حتي ادبا نيز هركدام به نوبة خود خدمات قابل توجهي را در اين حوزه به عرصة ظهور رسانده‌اند. بدين شكل كه بستر حجابي كه در بطن اسلام رويش كرد از آن زمان تاكنون در گسترش آن آثار زيادي با نظرات متعادل و سازگار با معيارهاي اسلامي به زيور چاپ و در اختيار جامعه مسلمانان قرار گرفته است.
به عنوان مثال مي‌توان به ديدگاه آموزندة عارف شهير مولانا در ارتباط با حجاب اشاره داشت. آن طرف قضيه نيز به همين منوال در جهت تضعيف و منفعل نمودن فرهنگ حجاب تلاشهاي مضاعفي انجام پذيرفته است به نحوي كه فرويد از متفكرين غربي مي‌گويد كه انتخاب حريم در بين زن و مرد باعث اختلالهاي رواني و التهابها و محروميت و محدوديت‌هاي زيادي مي‌گردد و بايد قيود اجتماعي را در بطن جوامع برداشت تا انسان از نعمتي بنام آزادي غريزه بهره‌مند گردد يعني بدين منظور كه محدود كردن غريزه جنسي حرص و طمع انسان را بيشتر مي‌كند و ديگر برتراند راسل است كه يكي از كتابهايش به نام «در تربيت» مي‌گويد يكي از چيزهايي كه از جمله اخلاق بي‌منطقي و يا به اصطلاح «اخلاق تابو» است همين مسألة پوشانيدن عورت است وي مي‌گويد چرا پدران و مادران مصر هستند كه عورت خود را از بچه‌ها بپوشانند اين اصرار سبب تحريك حس كنجكاوي بچه‌ها مي‌گردد اين دانشمند معتقد است كه والدين اگر به كتمان شرمگاه خود اقدام نكنند در بين بچه‌ها چنين كنجكاوي كاذبي به وجود نخواهد آمد پس والدين عورت خود را به بچه‌ها مثلا هفته يك بار در صحرا و يا در حمام به بچه‌ها نشان دهند تا بچه‌ها از اول با هر چيزي كه وجود دارد آشنا شوند.
جالب اينجاست كه ويل دورانت درارتباط با حجاب زن نظري مغاير با راسل و فرويد اعلام مي‌دارد كه در«لذات فلسفه» مي‌گويد «آنچه بجوئيم و نيابيم عزيز و گرانبها مي‌گردد زيبايي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل با اقناع و ارضاء ضعيف و با منع و جلوگيري قوي مي‌گردد و يا مجلة زنانه‌اي كه از آلفرد هيچكاك نقل شده است كه اين دانشمند مي‌گويد:«من معتقدم كه زن هم بايد مثل فيلمي پرهيجان و پرآنتريك باشد بدين معني كه ماهيت خود را كمتر نشان دهد و براي كشف خود ذهن و تخيل و تصور مرد را فعالتر نمايد. نظر اين قلم اين است كه براساس اعتقادات چندوجهي كه در پيكرة جهان نطفه بسته است و بصورت يك بچه‌اي درآمده كه در دامن مادر پرورش و نضج فكري مي‌كند، از ديدگاه عقل كه در ذات همة افراد با هر اعتقادي است بايد گفت كه تربيت شده را به آساني نمي‌توان تغيير داد و به رويه‌ي نسبي و البته با اطالة زماني نيز نياز مبرم است و ديدگاه اين قلم نيز كه نشأت گرفته از معارف اسلامي و ديني است به طبع نيت مخاصمه و فرهنگ تحميل را عرضه نمي‌دارد بلكه از حوزة مسالمت‌ و پذيرش وارد مي‌شود.
بنابراين براي روشن كردن اين موضوع يعني برهنگي و حجاب كه خصومت ديرينه باهم دارند بايد به عقل مراجعه كرد كه اغلب روشنفكران ديروزي و امروزي غربگرا عقل را فاكتوري بسيار مهم در جهت ايجاد شگفتي‌هاي دنياي مادي مي‌پندارند. انسان باهرمنش و رفتاري در برابر بازدهي به كارهاي بد و مشكل‌زا عكس‌العملي مخالف نشان مي‌دهد و چنانچه با موردي در تقليل شخصيت انساني مواجه گردد خودآگاه و ناخودآگاه از آن اجتناب مي‌كند لذا در معاوضه‌ي آبروي انساني خود با غريزة جنسي بايد مداقه‌ي بيشتري را بعمل آورد. چراكه آبروي انسان به مانند آبي است كه ريخته مي‌شود و غريزة جنسي نيز مسبب آن است و ديگر اينكه هيچ بشري در روي زمين كه خود را متفكر و باشعور بداند از فرهنگ برهنگي تبعيت نمي‌كند بقول استاد شهيد مرتضي مطهري «اگر برهنگي حجاب است پس حيوانات متمدن‌ترين حجاب را دارند»پس نتيجه مي‌گيريم كه فضائل اخلاقي در ذات همة انسانها وجود دارد و همين فضائل اجازة ددمنشانة فرد را نسبت به گرايش بي‌حجابي خواهند رساند. نكتة معقول‌تر اينكه در هيچ برهه‌اي از زمان انسانها بصورت برهنه در بطن اجتماع ظاهر نشده‌اند و هر طفلي تا آنجائيكه تاريخ سراغ دارد در بدو تولد به صورت ناخودآگاه از پوشش كمك مي‌گيرد.
لذا نتيجه‌اي كه هم مي‌تواند مفيد واقع افتد و هم جوابي به متفكر معروف«فرويد»باشد اين است كه هوس يك عطش روحي است كه بايد در حد طبيعي از آن بهره جست و چون سركش و طغيان‌گر است بايد هميشه افسار آن در دست نفس مطمئنه باشد و اگر در رشد و تقويت آن كوشيده شود بي‌ترديد در رام كردن آن با مشكلات عديده‌اي برخورد مي‌كنيم و يا به تعبيري به مانند كويري تشنه است كه هرگز سيراب نمي‌شود و يا به مانند آتشي كه هرچقدر هيزم به خورد آن بدهيم اشتهايش بيشتر خواهد شد وديگر اينكه غريزة جنسي به مانند ديگر نيازهاي اوليه انسان نيست چون اين نيازها اقناء و ارضاء مي‌شوند مثلا انسان وقتي خسته است با خواب برطرف مي‌شود وقتي گرسنه است با غذا سير مي‌شود وقتي عطش تشنگي دارد با آب ارضاء مي‌گردد و يا وقتي روح غم در آن پايگاه ميزند با آلات موسيقي و يا ابزار شادآور ديگر بر براندازي غم مي‌كوشد اما شهوت اينجور نيست به عنوان مثال وقتي تاريخ را به عقب ورق مي‌زنيم شاهان متعددي در ايران به لذت و خوش‌گذراني مشغول بوده‌اند شاهاني از قبيل ناصرخسرو و هارون‌الرشيد كه در حرمسراي آنان هزاران زن زيبا پيدا مي‌شده است كه باز با اين حال اگر چنانچه در هر نقطه‌اي زني زيبا پيدا مي‌شد في‌الفور درصدد برآمدند تا آن را تصاحب نمايند.

حجاب و رکود اقتصادی

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

یکی از مواردی که مخالفان حجاب در مورد حجاب مطرح می کنند این است که حجاب زن نیمی از نیروی فعال اجتماع را از صحنه بیرون می کند و این ضرری بزرگ است .آنها معتقدند  كه حجاب سبب ركود و تعطيلی فعاليتهائی است كه خلقت در استعداد زن قرار داده است
زن نيز مانند مرد دارای ذوق ، فكر ، فهم ، هوش و استعداد كار است
اين استعدادها را خدا به او داده است و بيهوده نيست و بايد به ثمر برسد
اساسا هر استعداد طبيعی دليل يك حق طبيعی است . وقتی در آفرينش به‏ يك موجود استعداد و لياقت كاری داده شد ، اين به منزله سند و مدرك‏ است كه وی حق دارد استعداد خود را به فعليت برساند ، منع كردن آن ظلم‏ است
چرا می‏گوئيم همه افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و اين حق را برای حيوانات قائل نيستيم ؟ برای اينكه استعداد درس خواندن‏ در بشر وجود دارد و در حيوانات وجود ندارد . در حيوان استعداد تغذيه و توليد مثل وجود دارد و محروم ساختن او از اين كارها برخلاف عدالت است
باز داشتن زن از كوششهائی كه آفرينش به او امكان داده است نه تنها ستم به زن است ، خيانت به اجتماع نيز می‏باشد . هر چيزی كه سبب شود قوای طبيعی و خدادادی انسان معطل و بی اثر بماند به زيان اجتماع است
عامل انسانی بزرگترين سرمايه اجتماع است . زن نيز انسان است و اجتماع‏ بايد از كار و فعاليت اين عامل و نيروی توليد او بهره‏مند گردد . فلج‏ كردن اين عامل و تضييع نيروی نيمی از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبيعی‏ فردی زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب می‏شود كه زن هميشه به صورت‏ سربار بر مرد زندگی كند
جواب اين اشكال آنست كه حجاب اسلامی  موجب هدر رفتن نيروی زن و ضايع ساختن استعدادهای فطری او نيست . ايراد مذكور بر آن شكلی از حجاب كه در ميان هنديها يا ايرانيان‏ قديم يا يهوديان متداول بوده است وارد است . ولی حجاب اسلام نمی‏گويد كه‏ بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوی بروز استعدادهای او را گرفت
مبنای حجاب در اسلام چنانكه گفتيم اينست كه التذاذات جنسی بايد به محيط خانوادگی و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع ، خالص برای كار و فعاليت باشد . به همين جهت به زن اجازه نمی‏دهد كه وقتی از خانه بيرون‏ می‏رود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمی‏دهد كه‏ چشم چرانی كند . چنين حجابی نه تنها نيروی كار زن را فلج نمی‏كند ، موجب‏ تقويت نيروی كار اجتماع نيز می‏باشد
اگر مرد تمتعات جنسی را منحصر به همسر قانونی خود كند و تصميم بگيرد همينكه از كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون‏ اجتماع گذاشت ، ديگر درباره اين مسائل نينديشد ، قطعا در اين صورت بهتر می‏تواند فعال باشد تا اينكه همه فكرش متوجه اين زن و آن دختر و اين قد و بالا و اين طنازی و آن عشوه‏گری باشد و دائما نقشه طرح كند كه چگونه با فلان خانم آشنا شود
آيا اگر زن ساده و سنگين به دنبال كار خود برود برای اجتماع بهتر است‏ يا آنكه برای يك بيرون رفتن چند ساعت پای آئينه  وقت خود را تلف كند و زمانی هم كه بيرون رفت تمام سعيش اين باشد كه افكار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و تصميم اجتماع باشند به موجوداتی هوسباز و چشم چران و بی اراده تبديل كند ؟  به بهانه اينكه حجاب ، نيمی از افراد اجتماع را فلج كرده است‏ ، با بی حجابی و بی‏بند و باری نيروی تمام افراد زن و مرد را فلج كرده‏اند . 
آنكه اسلام‏ نمی‏خواهد اينست كه زن به صورت چنين موجود مهملی در آيد كه كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و خراب كردن بنيان خانواده باشد . اسلام با فعاليت واقعی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هرگز مخالف نيست
متون اسلام و تاريخ اسلام گواه اين مطلب است
در اوضاع و احوال تجدد مابی بی منطق حاضر جز در دهات و در ميان افراد سخت متدين كه اصول اسلامی را رعايت می‏كنند زنی پيدا نمی‏كنيد كه نيروی او واقعا صرف فعاليتهای مفيد اجتماعی يا فرهنگی يا اقتصادی بشود
آری يك نوع فعاليت اقتصادی رائج شده است كه بايد آنرا ثمره بی حجابی‏ دانست و آن اينست كه بنكدار به جای اينكه بكوشد جنس بهتر و مرغوبتر برای مشتريان خود تهيه كند ، يك مانكن را به عنوان فروشنده می‏آورد ، نيروی زنانگی و سرمايه عصمت و عفاف او را استخدام می‏كند و وسيله پول در آوردن و خالی كردن جيبها قرار می‏دهد . يك فروشنده بايد كالا را همانطوری‏ كه هست به مشتری ارائه دهد ولی يك دختر خوشگل فروشنده با ادا و اطوار و ژستهای زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه جنسی خود مشتری را جلب می‏كند
بسياری از افراد كه اصلا مشتری نيستند برای اينكه چند دقيقه با او حرف‏ بزنند يك چيزی هم می‏خرند
آيا اين فعاليت اجتماعی است ؟ آيا اين تجارت است يا كلاهبرداری و رذالت ؟ می‏گويند زن را توی كيسه سياه نپيچيد
ما نمی‏گوئيم زن خود را در كيسه سياه بپيچيد ولی آيا بايد طوری لباس‏ بپوشد و در اجتماع عمومی ظاهر شود كه برجستگی پستانهايش را هم به مردان‏ شهوتران و چشم چران نشان بدهد و از آنطور كه هست بهتر و جاذبتر برای‏ آنها جلوه دهد ؟ از وسائل مصنوعی در زير لباس استفاده كند تا چاقی و زيبائی مصنوعی را هم برای فريفتن و دل ربودن مردان بيگانه به مدد بگيرد ؟ اين مدها و لباسهای تحريك آميز برای چه به وجود آمده است ؟ آيا برای‏ اينست كه بانوان آن لباسها را برای همسرانشان بپوشند ؟ ! اين كفشهای‏ پاشنه بلند برای چيست ؟ جز برای اينست كه حركات ماهيچه‏های كفل را به ديگران نشان دهد ؟ آيا لباسهائی كه نازك كاری‏ها و برجستگيهای بدن را نشان می‏دهد جز برای تهييج مردان و برای صيادی است ؟ عملا غالب خانمهائی كه از اين نوع كفشها و لباسها و آرايشها استفاده‏ می‏كنند ، تنها مردی را كه در نظر نمی‏گيرند شوهران خودشان است
زن می‏تواند در ميان زنان و در ميان محارم خود از هر نوع لباس و آرايشی‏ استفاده كند اما متأسفانه تقليد از زنان غربی برای هدف و منظور ديگری‏ است
غريزه خودآرائی و شكارچيگری در زن غريزه عجيبی است . وای اگر مردان هم‏ به آن دامن بزنند و مدسازان و طراحان نواقص كار آنان را برطرف كنند و مصلحين اجتماع ! هم تشويق كنند
اگر دختران در اجتماعات عمومی لباس ساده بپوشند ، كفش ساده به پا كنند ، با چادر يا با پالتو و روسری كامل به مدرسه و دانشگاه بروند ، آيا در چنين شرايطی بهتر درس می‏خوانند يا با وضعی كه مشاهده می‏كنيم ؟ اصولا اگر التذاذهای جنسی و منظورهای شهوانی در كار نيست چه اصراری است كه‏ بيرون رفتن زن به اين شكل باشد ؟

آیا ما ثابت نکردیم که زنان با حجاب ما می توانند نمونه بارزی از فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی زنان موفق باشند ؟