X
تبلیغات
حجاب آری یا نه ؟ - پوشش زنان در ایران - 2

حجاب آری یا نه ؟

درمورد حجاب

پوشش زنان در ایران - 2

سلام به همه ی شما دوستان عزیز

امروز ادامه ی مطلب قبلی رو براتون گذاشتم

البته تا یادم نرفته از همه ی دوستانی هم که نظر دادن ممنون

دوره قاجاريه


پوشاک زنان در دروه قاجاريه شبيه لباسهاي زنديه بوده و خيلي کم تغيير کرده است. پيراهن هاي چاک دار آستين بلند دوره قبل با دامنهاي گشاد و پرچين بلند که لبه دامن را بوسيله يراق و گلابتون و.. . حاشيه داده تزيين مي کردند، کمربندي طلا و نقره يا جواهر نشان به کمر مي بستند. در اين دوره مانند دوره زنديه تور و کلاهک زينت سر بوده و چادر نماز و چارقد هنوز معمول نشده بود.

مسافرت ناصرالدين شاه قاجار به فرهنگ و روسيه و ديدن لباسهاي بالرينهاي پترزبورگ که شلوار بافته چسبان و نازکي به پا مي کردند و زير جامه بسيار کوتاهي به اندازه يک وجب روي آن مي پوشيدند، شاه را برآن داشته که زنهاي حرمسراي خود را که لباسشان شامل: پيراهن، ارخالق، کليجه، شليته، شلوار، جوراب، چارقد و کلاغي بود، به اين لباس درآورد.

ساختار طبيعي فلات ايران در طول اعصار تاريخي اين مرز و بوم و مركزيتي كه به دليل داشتن پل ارتباطي بين شرق و غرب عالم داشت باعث شد كه اين سرزمين ساليان سال در معرض يورش و تهاجمات اقوام و ملل گوناگون قرار گيرد. بديهي است كه اين يورشها توسط اقوامي كه داراي فرهنگ و اعتقادات ويژه خود بودند صورت مي‌گرفت و شديدترين فشارها را بر فرهنگ بومي و سنتي جامعه به وجود مي‌آورد.

بدين گونه قوم ايراني كه از اعصار باستان اعتقاد به پوشيدگي و مستوري زن داشت و حتي خدايان و الهه‌هاي خود را در اوج پاكي و قداست مي‌پرستيد و با قبول دين اسلام و تأكيد و تأييد اين دين بيش از پيش بر پوشيدگي زنان دقت مي‌كرد، تحت فشارهاي گوناگون قرار گرفت: « هجوم مغول بعينه نمونه‌اي از اين فشارها مبني بر حضور زن بدون پوشش در مجامع عمومي بود كه پس از قدرت گرفتن حكومتهاي شيعي مذهبي چون سربداران و صفويان منتفي شد و زن ايراني با پوشش همچنان به حضور خود در اجتماع مي‌پرداخت. »

بنابراين دوران قاجاريه به عنوان نخستين دوران رويارويي نزديك با غرب حائز اهميت است. ايرانيان نخستين تجربيات تلخ شكست از غرب را در جنگهاي ايران و روسيه آزمودند و به ناچار به تفوق نظام جنگي و علمي آنان آگاه شدند. بروز جنگهاي ايران و روس، روابط ايران را كه ساليان سال به دليل جنگهاي داخلي از اوضاع جهاني بي خبر بود گسترش داد و رفت و آمد خارجيان فزوني گرفت. از سويي ديگر اعزام محصلين ايراني به خارج از كشور به منظور كسب علوم و فنون جديد، ايرانيان را با سبك زندگي غربي آشنا كرد. همين رفت و آمدها به دربار و ارتباط خارجيان با ايرانيان در نوع پوشش مردان تأثير گذاشت و كم كم استفاده از پيراهن و كفش چرمي معمول گشت.

تغيير لباس زنان اندرون نيز که پس از سفرهاي ناصرالدين شاه به اروپا آغاز شده بود، به تدريج از حرمسراي شاهي به خانه اعيان و ساير اقشار جامعه سرايت نمود. اما پوشش زنان در بيرون از خانه تا دوره مشروطيت و مدتي پس از آن به همان شكل سنتي (چادر، چاقچور و روبنده) بود.

تحولات سياسي ايران پس از انقلاب مشروطه در جامعه زنان بي تأثير نبود، به ويژه آنكه احزاب سياسي و گروههاي متعدد مسئله تعليم و تربيت زنان و اصلاح وضعيت آنان را در رأس برنامه خود قرار داده بودند. آنان يكي از عوامل اصلي متمدن بودن را حضور زنان در عرصه اجتماع مي‌دانستند و مانع اصلي اين حضور را در سبك و شيوه زيستي و سنتي جامعه و نوع پوشاك جست وجو مي‌كردند. بنابر اين به دنبال يك سري انتقادات نسبت به حضور زنان در اندروني، خواستار حضور آنان در جامعه بودند. بدين منظور يك جريان پنهان اما مستمر با بيان آزادي زن از اسارت، بين تجددخواهان بروز كرد. اينان خواستار حضور زن در عرصه اجتماعي بودند و از وضع حجاب سخن به ميان مي‌آوردند.

ورود اجناس و البسه گوناگون اروپايي و حضور خياطان و طراحان فرانسوي، و تقليد از آنها، کم کم، باعث تغييراتي مهم در وضع لباس ايرانيان و خصوصا زنان ايراني شد. به اين ترتيب که، از طول و عرض چادر کاسته شد و چاقچور و روبنده در ميان جوانان، اکثرا از بين رفت و پيچه عموميت يافت، شلوار کشي تبديل به جوراب هاي ساقه بلند ماشيني شد، پيراهن و شليته و شلوار و چادر کمري جاي خود را به پيراهن هاي بلند يک تکه که بلندي آن بر حسب مد روز تغيير مي کرد، دادند و به جاي ارخالق و نيم تنه، کت و ژيلت و بلوز به طرز دوخت اروپايي معمول شد و پارچه هاي زري و مخمل و تور، به کرپ و ساتن و کرپ دشين و ژرژت و.. . تغيير يافت.

چنانچه گفته شد، با نگاهي به تاريخ تحول پوشاک زنان در ايران خواهيم ديد که تغيير و تحولات لباس زنان از اندروني و زنان درباري شروع شده و به طبقات و اقشار ديگر جامعه سرايت کرده است، اين تقليد بنا به موقعيت اجتماعي افراد و به تناسب و توانايي آنها در انتخاب نوع و جنس پارچه و تزيين آن تفکيک مي شده است.
در زمان رضا شاه که پوشاک ادامه دروه قبل است، بيشتر زنان اعيان و اشراف لباس هاي اروپايي به تن مي کردند اما هنگام خروج از منزل روي آن چادر مي پوشيدند.

کشف حجاب

جوامع مختلف، تجربه تاريخي خود را با سنت هايي انباشته کرده اند که هريک در شکل و شمايلي از اجزاي فرهنگ عمومي تصوير گرفته است.
مي توان با بررسي پوشاک، رويارويي سنت و تجدد را به آشکارترين صورت مشاهده کرد. در اين مبحث جنبه انتقال سريع شئون و شخصيت، از طريق شکل لباس اهميت دارد، يعني هنگامي که شئون فرهنگ پذيري را مطالعه و تجزيه و تحليل کنيم، اهميت پوشش بسيار تعيين کننده است.

بنابراين پوشاک نيز همچون ديگر اجزاي فرهنگ در سير تحولات تاريخ، تهاجمات و روابط فرهنگي – سياسي دستخوش تغييراتي شده است. چنانچه تلفيق پوشاک مسلمانان اسپانيا با شکل پوشاک مسيحيان در اين کشور، از نمونه هاي قابل ذکر است.

از نظر تاريخي، شكل نوين پوشش تحت عنوان بي‏حجابي از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمي صنعتي، به ويژه پس از جنگ جهاني دوم، به تدريج زمينه لازم در اروپا فراهم گرديد و با وقوع نهضت ‏به اصطلاح آزادي زنان(!) كنار گذاشتن حجاب مورد تشويق و تكريم قرار گرفت.

مهمترين موضوعي که ما را به نقش پوشش و حجاب در پيشرفت جوامع واقف مي کند، تلاش بي وقفه استعمار براي نفي ارزشهاي انساني و خصوصا پوشش و حجاب است. چنانچه سياست استعمار براي تجزيه الجزاير اولويت را به بي حجاب کردن زنان داد و تمامي تلاش خود را صرف اين امر نمود.

حکومت هاي استعماري تمدن بزرگ اندلس را که يکي از مراکز فرهنگ و تمدن اسلام بود و در اروپا همچون الماس مي درخشيد، با حربه بي حجاب کردن زنان به سقوط کشاندند.
دامنه اين اقدامات كم‏كم كشورهاي اسلامي را نيز فرا گرفت. نخستين كشور اسلامي كه به صورت رسمي به كشف حجاب بانوان روي آوردافغانستان بود. دومين كشور تركيه بود كه پس از سقوط دولت عثماني، در سال 1313 منع حجاب در آن رسميت ‏يافت. در ايران نيز رضاخان، در هفدهم دي ماه 1314، به صورت رسمي كشف حجاب را به ترتيب زير اجرا كرد:

با روي كار آمدن رضاشاه كساني كه ترك سنت و اخذ فرهنگ غربي را مهمترين عامل پيشرفت مي‌دانستند در پست هاي كليدي كشور قرار گرفته و مسئوليت هاي حساسي را برعهده گرفتند.

در اولين مرحله سياست نوسازي فرهنگي پوشاك مردان مورد توجه قرار گرفت و با وضع قانون 1307ش جز طبقه روحانيان، كليه اتباع ذكور ايراني موظف شدند به لباس متحدالشكل درآمده و كلاه خارجي با نام كلاه پهلوي بر سر بگذارند.

با اجراي اين قانون به تدريج از تعداد افرادي كه مجاز به استفاده از لباس روحانيون بودند كاسته شد. سفر رضاشاه به تركيه در سال 1313ش اثر عميقي بر نگرش او نسبت به ميزان استفاده از پوشاك غربي و ديگر الگوهاي غربي گذاشت. رضاشاه در فاصله سالهاي 1313ش تا 1314ش به منظور آماده ساختن افكار عمومي جهت كشف حجاب اقدامات وسيع تبليغاتي صورت داد و به مرور حجاب در مدارس و جشن هاي فرهنگيان ممنوع گشت.

بالاخره در روز 17 دي ماه 1314ش در عمارت دانشسراي عالي تهران با حضور شاه و خانواده‌اش جشني برپا شد تا ديپلم فارغ‌التحصيلان به آنها اعطا شود. در اين مراسم رؤساي مدارس و همسران صاحب منصبان عالي رتبه و همسر و دختران شاه بدون حجاب ظاهر شدند و عملا دستور رفع حجاب را صادر کردند و اين روز به نام روز "آزادي زن و كشف حجاب" نامگذاري شد. از سوي ديگر در يك اقدام خشن از سوي نيروي انتظامي در سراسر كشور حجاب زنان شامل چادر و چاقچور و روبنده از سر آنان به زور برداشته‌شد.
پس از اين تاريخ (مطابق با 1935. م) تبعيت از لباس هاي مد روز پيگري مي شد.

اولين نوع لباس اروپايي زنان، لباس يک تکه بلند(ميدي) بدون برش در کمر مي باشد. همراه اين لباس ها مصرف انواع کلاه هاي لبه دار کوچک و بزرگ عموميت داشته و جزء قسمتي از پوشش جدا نشدني خانم‌هاي اين دوره محسوب مي شد.

در زمان سلطنت محمد رضا شاه از سال 1320 تا 1357 ه. ش، به دليل نفوذ بيشتر استعمار، ارتباطات با کشورهاي غربي و امريکايي سير تحول لباس و همگون شدن آن با البسه خارجي، همراه با کوتاه تر شدن دامن ها تا زير زانو، بيشتر شد.

از سال 1326 ه. ش (1947. م) قد دامنها مجددا بلند شده و حالت ميدي به خود مي گيرد.

سال 1331 اوج لباسهاي دکولته به شمار مي آيد، و پارچه ژرسه از اين سال مد شده و قد آستينها 4،3 مي شود و دامنهاي راسته، تنگ، تازير زانو با کت هاي چسبان و بلند، يقه انگليسي و آرشال رايج مي شود.

در سالهاي 1338 تا 1341، دامنهاي فون يا چهار ترک با لباسهاي يقه گرد ساده يا به صورت کشتي بسته و قد دامنها به روي زانو مي رسد.

سال 1343، کت و شلوار با پاچه هاي گشاد، سال 1344، لباسهاي بالاتنه کوتاه و قد 10 – 20 سانتي متري بالاي زانو، پارچه هاي چارخانه، راه راه و نيز استفاده از پوست و به همين ترتيب طي سالهاي آتي تا سال 57، انواع مدهاي سياه و سفيد، شنل، شال گردن، مد جيپسي ( با الهام از کولي ها)، دامن ترک ميدي و شيوع مجدد لباسها و دامن هاي کوتاه و بالاي زانو، شلوار کوتاه، لباس حاملگي براي غير حامله ها، شلوار جين، انواع دامن شلواري، دامنهاي تنگ با چکمه هاي کوتاه، يقه هاي عموما بسته بابرگردان لين، انواع تونيک و شلوار ادامه يافت.

پس از کشف حجاب تا انقلاب اسلامي

پس از شهريور ۱۳۲۰ كه جريان نوين اسلامي عمدتاً با صبغه روشنفكري در ايران پديد آمد، حجاب اسلامي نيز در ميان بانوان مسلمان امروزين و عمدتاً شهرنشين تهراني، مطرح شد و به مثابه يك هويت و تشخص ديني و اجتماعي و حتي سياسي در برابر دو جريان حاكم سنت گرا و غرب گرا، مطلوب شماري از زنان جوان و تحصيلكرده واقع گرديد. در واقع اين نوع حجاب، نوعي عكس العمل در برابر كشف حجاب عصر رضاشاه بود كه مي خواست در برابر الگوي زن مدرن آن روزگار مدل و الگوي مستقل و نو ارائه دهد.
 
در اين دوره زنان علاوه بر چادر از پوششي استفاده كردند که اندام را با لباس هاي مناسب و مطابق با سلايق افراد و موي سر نيز با روسري پوشيده مي شد.
در دهه چهل و پنجاه كه فعاليت هاي انقلابي و مبارزات چريكي مخفي پديد آمد، حجاب اسلامي به عنوان يك الگوي ايدئولوژيك و هويتي زن مسلمان انقلابي مورد توجه قرار گرفت. در سال هاي پيش از انقلاب، همزمان با گسترش موج اسلام گرايي در دانشگاه ها و در ميان جوانان پوشش نوين (مانتو و روسري) نيز، به رغم خواست رژيم پهلوي، رواج بيشتري يافت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 20:5  توسط آشنا  |